تبلیغات
گـــwolfــــرگ تــــــــنـهــــAloneـــــا - مطالب خرداد 1395






گـــwolfــــرگ تــــــــنـهــــAloneـــــا

Life should be a " wolf " and that is taught


نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 04:56 ب.ظ توسط mahdi نظرات |


نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 04:51 ب.ظ توسط mahdi نظرات |


نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 04:47 ب.ظ توسط mahdi نظرات |

وقت زنگ انشا بود
موضوع : بابا نان داد
بچه ها می خواندند
همه از مهر پدر
همه از عشق پدر
سر نانی که دهد بر سر سفره یشان
دخترک آمد و خواند
پدرم
پدرم اهل قلم نیست
اما
می نویسد با سنگ
تا دهد نانی چند
پدرم شاعر نیست
می سراید شعری سر یک تخته ی سنگ
می نویسد سخنی
به نام مادر، ستونی بر در خانه ی دوست
می تراشد متنی
به یاد پدر، سقفی از کاشانه ی دوست
می نویسد با اندوه
سر یک خشتی خام
بهر طفلی که ندانست چطور راه رود
بهر آن کودک خسته…….. که نشد، از تب و تاب رسیدن بدود
بهر آمال جوانی که پی صندوقچه ی گنج، دست خالی به سر دار رود
پدرم پیشه اش حجاریست
می تراشد سنگی تا سخن تازه کند
روزگاری که نماند از ما
جزهمان نامی چند، سر یک تخته سنگ
معلم دستی زد
گفت نوبت مهتاب است
مهتاب
بی دفتر
با بغض
زیر لب زمزمه کرد
بابا
بابا
من ندارم یادش
بچه ها خندیدند
گفت: من فقط میدانم
پدرم شعریست روی یک خشتی خام
پدرم موضوعیست سر سنگ حجار
پدرم قهرمانیست به کلام یک مادر
گفت با اندوه
من ندارم یادش
من فقط میدانم
بابا
بابایی که نان داد………….جان داد

نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 04:41 ب.ظ توسط mahdi نظرات |

مادرم
من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم ، زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی به خاطر من …
نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 04:41 ب.ظ توسط mahdi نظرات |

اگر روزی بافت های تنم را پاره پاره کنند
و بند بند وجودم را از هم بپاشند
و از بافت های تنم طنابی بسازند
و با آن طناب دارم بزنند
و وجودم را بر روی خارهای بیابان بکشند
و تمام تنم را تکه تکه کنند
و هرتکه از تنم را به منقار کلاغی بدهند
و کلاغ را به دریا بیندازند ،
باز هم فریاد خواهم زد که یک نفر را دوست دارم
و آن هم مادرم است.
نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 04:33 ب.ظ توسط mahdi نظرات |

این مادر دنبال چیست ؟؟؟؟
در این قصه ، لیلی همیشه مجنون است!



نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 04:26 ب.ظ توسط mahdi نظرات |



















نوشته شده در شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 11:40 ب.ظ توسط mahdi نظرات |


نوشته شده در شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 11:35 ب.ظ توسط mahdi نظرات |


نوشته شده در شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 11:34 ب.ظ توسط mahdi نظرات |


نوشته شده در شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 11:23 ب.ظ توسط mahdi نظرات |

گاهی وقت‌ها؛

دادن شانس دوباره به کسی

مثل دادن یه گلوله اضافه است ،

برای اینکه بار اول نتونسته تو رو خوب هدف بگیره !


نوشته شده در شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 11:19 ب.ظ توسط mahdi نظرات |

من چیزهای زیادی را در دست گرفتم و همه ی آنها را از دست دادم،

ولی هر آنچه را که در دستان خدا قرار دادم؛ هنوز دارم..


نوشته شده در شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 11:10 ب.ظ توسط mahdi نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت